آخرین اخبار

دور بزرگ اد دارمانین – قسمت 2: سیدنی تا بروم

نوشته‌ی اد دارمانین، به نقل از دیوید واترورث برای CleanTechnica

بفرمایید، به قول اد و نظرات من داخل کروشه.

وقتی در ۲۴ ژوئن از سیدنی خارج شدم، برنامه خیلی ساده بود: ۱۸۰۰۰ کیلومتر، خلاف جهت عقربه‌های ساعت، یک موتورسیکلت برقی، بدون وسیله نقلیه پشتیبان. چیزی که برایش برنامه‌ریزی نکرده بودم، یک ساب‌فریم ترک‌خورده در نزدیکی بیلوئلا، یک دستگاه Chargefox که پنج بار در وارنوم، کارولینای شمالی از کار افتاد، یک سری شارژرهای سریع ۵۰ کیلوواتی معیوب که خود را به ۸ کیلووات محدود می‌کنند، یک باتری که در گرمای ۳۵ درجه جنوب داروین خیلی داغ است و نمی‌تواند سریع شارژ شود، یا یک گاو نر که وسط بزرگراه استوارت ایستاده و برای هیچ‌کس تکان نمی‌خورد، بود.

[برای کسانی که تازه شروع به تماشای این برنامه کرده‌اند، CleanTechnica در اینجا درباره برنامه‌ریزی سفر اد مطلبی منتشر کرده است. علاوه بر این، می‌توانید سفر او را به صورت زنده در Follow the Journey دنبال کنید. این نقشه برای کسانی که جغرافیا و مقیاس استرالیا را می‌دانند، بسیار ارزشمند خواهد بود. کسانی که فیس‌بوک را ترجیح می‌دهند، می‌توانند به آنجا بروند.]

من همچنین روی نزدیک به ۵۰۰۰۰۰ بازدید در رسانه‌های اجتماعی، مصاحبه زنده رادیو ABC در مونت ایسا، پوشش رسانه‌های دیجیتال از مجارستان یا دنبال‌کنندگانی که هرگز ندیده‌ام و از سفرم در برابر غریبه‌ها در اینترنت در ساعت دو بامداد دفاع می‌کنند، برنامه‌ریزی نکرده بودم. [در پایان، اد برای مشاوره در مورد بهترین روش مسدود کردن ترول‌ها به Claude AI مراجعه کرد.] اما حالا، هشت هفته گذشته و درست از بروم گذشته‌ایم، و سفر دقیقاً طبق برنامه پیش می‌رود – به عبارت دیگر، هیچ چیز دقیقاً طبق برنامه پیش نرفته است، و این … کل نکته.

تنها ۱۳۰۰ کیلومتر از سفر در بیلوئلا کوئینزلند گذشته بود که یک بررسی معمول نشان داد ساب‌فریم عقب شل شده است – یک شکستگی ناشی از خستگی در ریل بالایی. احتمالاً سفر به پایان می‌رسید، اما فقط یک مشکل دیگر برای حل کردن بود. فروشگاه‌های ابزارآلات، یک مهاربند فولادی خمیده و یک تعمیر اولیه باعث شد که برای یک گفتگوی برنامه‌ریزی‌شده در آن شب به یپون بروم. روز بعد، ساختمان گارد ساحلی به یک کارگاه تبدیل شد. آرتور هانت و فیل نش وقت خود را صرف کردند تا به من در باز کردن قسمت عقب، بردن ساب‌فریم به یک جوشکار محلی و بازگرداندن صحیح آن کمک کنند. با میله‌های محکم در امتداد هر دو ریل تعمیر و تقویت شد. تا شب، دوچرخه از زمان ترک سیدنی قوی‌تر شده بود.

این کشتی از بازرسی ۲۰۰۰ کیلومتری بخش ۳ بدون هیچ گزارش خاصی عبور کرد. اکنون، بیش از ۹۰۰۰ کیلومتر بعد و با طی مسافت ۱۲۰۰ کیلومتر در شمال کوئینزلند، هنوز در وضعیت پایداری قرار دارد.

چند روز بعد از یپون، در یک ایستگاه شارژ در مکای، آرتور بی‌سروصدا چیزی را ترتیب داد که نمی‌توانستم برایش برنامه‌ریزی کنم. گلن جورج – اولین کسی که در سال ۲۰۱۱ با یک خودروی برقی در سراسر استرالیا رانندگی کرد، با یک ام‌جی اصلاح‌شده دهه ۱۹۵۰ که خودش آن را تبدیل کرده بود – در ایستگاه شارژ منتظر بود. او وقتی این کار را انجام داد ۶۷ ساله بود. من هم وقتی این یکی را تمام کنم ۶۷ ساله خواهم بود. ما کنار ایستگاه شارژ ایستادیم و یک ساعت با یکی دیگر از علاقه‌مندان به خودروهای برقی، ترور ریچاردز، صحبت کردیم که ناهار بسته‌بندی‌شده‌ای برای همه آورده بود تا با هم به اشتراک بگذارند. دو پیشگام صنعت برق، پانزده سال اختلاف سن، همسن، هم غریزه. این لحظه‌ای است که فقط در چنین سفری اتفاق می‌افتد، و فقط اگر کسی مثل آرتور به فکر عملی کردن آن باشد.

محدوده و برنامه‌ریزی

زیرساخت‌های شارژ در امتداد ساحل شرقی واقعاً خوب است. از سیدنی تا کنز، شبکه به ندرت نیاز به نوآوری داشت – شارژرهای سریع در فواصل زمانی قابل پیش‌بینی، واحدهای قابل اعتماد، مسیرهای مستقیم. چیزی که به مدیریت نیاز داشت، سرعت و گرما بود. در بخش ۴ از طریق قلمرو شمالی هنوز شکاف‌هایی در زیرساخت‌های شارژ وجود دارد، اما آنهایی که نصب شده‌اند کاملاً کار می‌کنند. با این حال، با سرعت ۱۳۰ کیلومتر در ساعت تا کاترین، دوچرخه ظرفیت باتری را در … مصرف کرد. سرعتی که بخش‌های بعدی را به دلیل شرایط داغ باتری که شارژ سریع DC را به طور قابل توجهی کند می‌کرد، بی‌رحم کرد – شارژ رودخانه آدلاید به دلیل دمای بالای باتری از شارژ سریع قبلی و گرمای ۳۵ درجه سانتیگراد که دمای باتری را بالا نگه می‌داشت، بیش از یک ساعت طول کشید. قطعات الکترونیکی ایمنی فقط وظیفه خود را در محافظت از باتری انجام می‌دادند.

بخش ۳، از کرنز تا مونت ایسا از طریق نورمنتون و کوئینزلند گلف کانتری، ۱۲۰۰ کیلومتر را بدون شارژرهای سریع جریان مستقیم طی کرد. هر شارژ با جریان متناوب انجام شد – پریزهای برق پارک کاروان، پریزهای هتل، یک منبع تغذیه ۱۵ آمپر در پارک کاروان جورج تاون در حالی که من و [پسرم] ایوان ۹ سوراخ گلف بازی می‌کردیم تا باتری پر شود. در اواسط بخش متوجه شدیم که از زمانی که چرخ دنده محرک جلو را عوض کرده بودم، کامپیوتر سفری مسافت کمتری را نشان می‌داد، به این معنی که محاسبات برد ما کمی ضعیف بود. ما از بافر ۰.۵ کیلووات ساعت در ۱۰۰ کیلومتر خبر نداشتیم. در کشورهای حوزه خلیج فارس، این نوع حاشیه سود اهمیت دارد.

بخش ۴، به صورت انفرادی از مونت ایسا، کیمبرلی و نسخه مخصوص به خود از زیرساخت را به همراه داشت. یک واحد Chargefox در وارنوم، واشنگتن، پنج بار در تلاش‌های متوالی برای شارژ، قطع شد – ۴۲٪، ۵۰٪، ۷۰٪، ۸۰٪ و در نهایت ۹۵٪ – و پشتیبانی تلفنی به اشتباه کارت اعتباری من را مقصر دانست در حالی که PlugShare به سایر کاربران نشان داد که همین مشکل را دارند. در Fitzroy Crossing، من با استفاده از آداپتوری که خودم ساخته بودم (من یک برقکار دارای مجوز هستم!) که مستقیماً در کنار جایگاه سوخت پارک شده بود، یک پریز سه فاز را به صورت بداهه شارژ کردم. Bowser. در Timber Creek و Willare Bridge، پریزهای برق هتل و ایوان‌ها به عنوان زیرساخت اختصاصی خودروهای برقی عمل می‌کردند. هیچ‌کدام از این‌ها مانع سفر نشد. همه اینها نیاز به برنامه‌ریزی داشت.

داستان زیرساخت‌ها

دو ایستگاه شارژ شایسته توجه ویژه هستند. در رودخانه ویکتوریا [در قلمرو شمالی]، یک سایبان خورشیدی جدید NRMA خارج از شبکه با دو شارژر DC و چهار پریز CCS2 کاملاً مستقل از هرگونه منبع تغذیه جاده‌ای قرار دارد. مستقل، ماژولار، با انرژی خورشیدی با ذخیره باتری و یک پشتیبان دیزلی که کمتر از یک درصد مواقع کار می‌کند. این مقیاس‌پذیرترین مدلی است که من برای شارژ خودروهای برقی در مناطق دورافتاده در استرالیا دیده‌ام و من را در مسیرم متوقف کرد.

در صخره نگومبان در کیمبرلی، یک آرایه خورشیدی زمینی با یک شارژر سریع در کنار بزرگراه قرار دارد و هیچ چیز دیگری برای مسافت‌های ۱۰۰ و ۲۰۰ کیلومتری در هر دو جهت وجود ندارد. این شارژر با انرژی خورشیدی ذخیره شده در باتری‌های محل کار می‌کند و یک ژنراتور آماده به کار به عنوان پشتیبان در صورت عدم تابش خورشید دارد، که در اینجا بسیار نادر است. یک ویدیوی سلفی ۳۰ ثانیه‌ای در آن ایستگاه ۶۴۰۰۰ بازدید داشت و بحثی را در نظرات برانگیخت که دنبال‌کنندگان من بدون هیچ کمکی از جانب من آن را حل کردند. در اینجا ویدیوی دوم را می‌بینید. لینک از فیلم گرفته شده با پهپاد که دورافتادگی این مکان را نشان می‌دهد.

بُعد رسانه‌های اجتماعی

این سفر توجهی را که انتظار نداشتم به خود جلب کرده است. تقریباً ۵۰۰۰۰۰ بازدید در مجموع در فیس‌بوک و اینستاگرام. پوشش خبری از CleanTechnica، رادیو ABC، CQ Today، یک مجله موتورسیکلت مجارستانی، یک نشریه موتورسیکلت برقی در بریتانیا و The Pack News در اروپا. پست‌های جداگانه‌ای که به ۵۰۰۰۰ تا ۸۰۰۰۰ بازدید می‌رسند، اکثر آنها مربوط به افرادی است که قبلاً هرگز در مورد این سفر نشنیده بودند.

چیزی که بیش از همه من را تحت تأثیر قرار داده، جامعه‌ای است که پیرامون آن شکل گرفته است. وقتی افراد بدبین، عملی بودن موتورسیکلت‌های برقی در مناطق دورافتاده استرالیا را به چالش می‌کشند، پیروانی که من هرگز ندیده‌ام – مهندسان، موتورسواران تور، صاحبان خودروهای برقی – قبل از اینکه حتی نظر آنها را ببینم، با حقایق و دقت پاسخ می‌دهند. من گاهی اوقات با یک مشاهده شخصی یا یک توضیح فنی، به بحث دامن می‌زنم. این گفتگو خود به خود ادامه پیدا کرده است.

پربازدیدترین پست، دراماتیک‌ترین منظره یا دورافتاده‌ترین مکان نبود. بلکه یک سلفی ۳۰ ثانیه‌ای در یک ایستگاه شارژ سریع آفلاین در بزرگراهی به طول ۲۹۰ کیلومتر در واشنگتن بود که مشکل و نحوه‌ی حل آن را شرح می‌داد. ۵۲۰۰۰ بازدید، ۱۱۲ نظر، ۸۹ دنبال‌کننده‌ی جدید در ۱۴ ساعت. سختی‌های واقعی، اگر به سادگی توصیف شوند، به گونه‌ای طنین‌انداز می‌شوند که محتوای ویرایش‌شده نمی‌توانند.

جایی که اوضاع ایستاده است

هشت هفته گذشته، موتورسیکلت اکسپریا بیش از ۸۰۰۰ کیلومتر را بدون هیچ مشکلی پیموده است، به جز مشکل زیربندی که من آن را به دلیل فشار انباشته شده از چندین سفر قبلی با بار اضافی می‌دانم. تعمیر زیربندی در برابر بارهای ترک‌نشین، جاده‌های خاکی ناهموار و جاده‌های فرعی گلف کانتری دوام آورده است. برنامه‌ریزی مسافت جواب داده است – نه به این دلیل که شرایط آسان بوده، بلکه به این دلیل که برنامه‌ریزی، شرایط دشوار را در نظر گرفته بود.

سالی، همسرم، برای بخش ۵ در بروم به من ملحق شده است. کیمبرلی پشت سرم است. پیش رو: ساحل استرالیای غربی، نولاربور و ۵۰۰۰ کیلومتر آخر خانه.

فناوری اینجاست. زیرساخت اینجاست – ناقص، در بعضی جاها ناقص، اما اینجاست و در حال رشد است. این بحث دیگر تئوری نیست. 9000 کیلومتر جاده استرالیایی در حال ساخت است و همچنان ادامه دارد.

نظر من، نه فقط یک دور کامل، بلکه شاید یک دور فار.

سیاست نظرات CleanTechnica

منبع: CleanTechnica

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *