هوش مصنوعی جدیدترین لایه تبلیغات فناوری آب و هوا است – مشکلات تجاری قدیمیتر هستند
پانتالاسا امسال ۱۴۰ میلیون دلار برای ساخت سکوهای اقیانوسی خودکار جمعآوری کرد که از امواج برق تولید میکنند و مستقیماً از آن برای محاسبات استنتاج هوش مصنوعی در دریا استفاده میکنند. این پیشنهاد یک مشکل واقعی برای انرژی موج را برطرف میکند: به جای انتقال برق به ساحل از طریق کابلهای زیر دریا و اتصالات شبکه، یک بار الکتریکی ارزشمند در کنار ژنراتور قرار دهید. این شرکت اکنون سرمایه کافی برای تکمیل یک مرکز تولید آزمایشی و شروع به استقرار آن را دارد. سیستمهای اوشن-۳.
این مشکلات قدیمیتر انرژی موج را از بین نمیبرد. تجهیزات هنوز باید در برابر آب شور، خستگی، طوفان، خوردگی و نگهداری در دریا مقاومت کنند و در عین حال برق را به اندازهای ارزان تولید کنند که استفاده از ماشینآلات توجیهپذیر باشد. افزودن محاسبات هوش مصنوعی، تجهیزات الکترونیکی، تهویه مطبوع و ارتباطات با ارزش بالا را به همان محیط دشوار منتقل میکند. اجتناب از کابل ممکن است کمک کند، اما مقایسه مربوطه هنوز در مقابل محاسبات زمینی است که توسط شبکهها، انرژیهای تجدیدپذیر و باتریها تأمین میشود. به جای اینکه در مقابل یک مرکز داده زمینی خیالی بدون هزینه برق یا اتصال متقابل قرار گیرد.
هوش مصنوعی به ویژه در ارائه روایتی جدید به گزارههای مهندسی قدیمی خوب عمل میکند، زیرا خود هوش مصنوعی واقعی، ارزشمند و جاذب سرمایههای عظیم است. مراکز داده زمینی محدودیتهای واقعی در مورد برق، زمین، سیستم خنککننده و اتصالات شبکه دارند. این امر باعث میشود تقریباً هر گزارهای که منبع انرژی دیگری یا مکان دیگری را برای محاسبات نوید میدهد، از جمله مراکز داده اقیانوسی با انرژی موج و زیرساختهای محاسباتی در مدار، به تازگی مرتبط به نظر برسد.
من قبلاً شاهد همین حرکت تجاریسازی تحت نامهای مختلف بودهام. در سال ۲۰۲۳ در مورد هواپیماهای مسافربری مافوق صوت هیدروژنی، خودروهای سه چرخ با پوشش خورشیدی، ذخیرهسازی گرانشی شفت معدن که به دنبال دستیابی به یک پیشنهاد ذخیرهسازی هیدروژن است، eVTOL های هیدروژنی و بازارهای برق بلاکچین نوشتم. در آن زمان، من بخش زیادی از ترکیبسازی را به عنوان کمدی در نظر گرفتم. نتایج سه سال و نیم، آن را به عنوان یک الگوی تلاش و کوشش مفیدتر میکند.
سوال جالب این نیست که آیا هوش مصنوعی، هیدروژن، انرژی خورشیدی یا هستهای «فناوریهای واقعی» هستند یا خیر. آنها به وضوح هستند. تحلیل کامل خلاصه استراتژی TFIE، شرکتهای اصلی ۲۰۲۳ را دنبال میکند و تمایز مفیدتری را ترسیم میکند: چه زمانی اضافه شدن یک فناوری دیگر، یک محدودیت مادی را از بین میبرد و چه زمانی به سادگی وابستگی دیگری را قبل از اینکه ارزش مشتری بتواند ظاهر شود، اضافه میکند؟
دستینوس یکی از آشکارترین نتایج را ارائه میدهد. روایت عمومی اولیه این شرکت شامل هوانوردی مسافربری مافوق صوت با هیدروژن مایع بود که یک پیشنهاد دشوار برای هواپیماهای تجاری را با ذخیرهسازی سوخت برودتی، نیروی محرکه جدید، زیرساختهای سوخت جدید و کار صدور گواهینامه ترکیب میکرد. دستینوس ناپدید نشد. در عوض، مرکز تجاری آن قاطعانه به سمت سیستمهای دفاعی، خودران و موشکی حرکت کرد و در آوریل 2026 با تشکیل یک سرمایهگذاری مشترک موشکی موافقت کرد. با راینمتال.
این نتیجه، هوانوردی مسافربری مافوق صوت هیدروژنی را تأیید نمیکند. این نشان میدهد که برخی از قابلیتهای اساسی – نیروی محرکه، خودران بودن، پرواز با سرعت بالا، تولید و ادغام سیستمها – میتوانند در صورت جدا شدن از مجموعه وابستگیهای اصلی، بازارهای سودآور داشته باشند. دستینوس دریافت که مشتریانی آمادهاند برای برد، بار مفید، سرعت و تولید مقیاسپذیر در زمینهای متفاوت هزینه کنند.
آپترا نسخهی متفاوتی از این الگو را نشان میدهد. سلولهای خورشیدی یکپارچه با بدنهی آن کار میکنند و در شرایط مطلوب – خانهای در آریزونا با مسیر ماشینرو بزرگ و بدون سرپناه را تصور کنید که تنها مقصد آن پارکینگهای سطحی در مراکز خرید است، که به آن گسترش شهریِ کسالتبار با یک طرفِ تشدیدِ تغییرات اقلیمیِ ناشی از گرمازدگی نیز میگویند – میتوانند انرژی مفیدی تولید کنند. مخرجِ تجاریِ دشوارتر، ساخت و فروش یک خودروی غیرمتعارف در مقیاس بزرگ است. پروژهی اخیر آپترا اسناد نشان میدهد که این شرکت هنوز تقریباً به ۴۰ تا ۴۵ میلیون دلار برای تکمیل ابزارآلات و اعتبارسنجی برای تولید با حجم کم و ۱۴۰ تا ۱۶۰ میلیون دلار دیگر برای افزایش ظرفیت تأسیسات فعلی خود به حدود ۲۰ هزار دستگاه در سال نیاز دارد. البته این پس از ۲۰ دهه سرمایهگذاری امیدوارکننده و تلاشهای اولیه است.
سقف خورشیدی لازم نیست جعلی یا بیفایده باشد تا داستان بازاریابی آن از سهم تجاریاش پیشی بگیرد. خودروها زمان قابل توجهی را در گاراژها، پارکینگها، زیر درختان و کنار ساختمانها میگذرانند، در حالی که خودروهای برقی معمولی بدون از دست دادن صندلیهای معمولی، فضای بار و معماری خودرو، به بهبود آیرودینامیک خود ادامه میدهند. سهم انرژی خورشیدی میتواند یک ویژگی باشد، در حالی که تولید خودرو، تأمین مالی و سودمندی گسترده برای مصرفکننده همچنان سوالات تعیینکننده هستند.
آپترا هر مدی را دنبال نکرد. این شرکت بر روی گزارهی خودروهای برقی خورشیدی متمرکز ماند، در حالی که مجموعهای از تمایزات فناوری مورد نظر را به آن اضافه کرد: طراحی مولد با کمک هوش مصنوعی، تولید افزایشی، موتورهای درون چرخی و کمک رانندهی پیشرفته. موتورهای درون چرخی که از آن زمان کنار گذاشته شدهاند، باید سرنخی از میزان بیتوجهی این شرکت میبودند، زیرا مشکلات مربوط به وزن فنربندی نشده در سرعتهای بزرگراه به طرز باورنکردنی به طور گستردهای درک شده است، اما آنها به هدف خود رسیدند و چرخههای مطبوعاتی بیشتری را به خود اختصاص دادند. برای آپترا تا بتوانند سرمایهگذاران بیشتری را جذب کنند تا پول بیشتری به آنها بدهند، پولی که بدون هیچ دستاوردی از دست دادند.
مشتریان مطمئناً از پوشش خورشیدی و سایر تبلیغات در امان نبودند، هرچند که این تبلیغات با واقعیت همخوانی کمی دارند. آپترا تقریباً 50،000 رزرو خودرو جمعآوری کرد که مشتریان عموماً 100 دلار قابل استرداد پرداخت کردند. برنامه رزرو حدود 4.1 میلیون دلار به عنوان هزینههای رزرو کسب نشده در ترازنامه باقی گذاشته است، نه درآمد خودرو. مبالغ بسیار بیشتری از سرمایهگذاران سهام، از جمله برنامههایی که موقعیتهای تحویل اولویتدار را به افرادی که دهها دلار سرمایهگذاری میکردند، ارائه میدادند، حاصل شد. هزاران دلار. سابقه طولانی و طولانی Aptera در وعدههای بیش از حد، ارائه هیچ چیز و نداشتن هیچ یک از شرایط لازم برای موفقیت تجاری، یکی از عناصر اصلی مقالهای بود که من در سال ۲۰۲۲ منتشر کردم و در آن به بررسی انبار اسقاطی وسایل نقلیه سه چرخ بزرگراهی پرداختم. وقتی چهار سال بعد به Aptera نگاه میکنم، میبینم که دقیقاً در همان موقعیت است، وعدههای بیش از حد، ارائه هیچ چیز و نداشتن هیچ یک از شرایط لازم برای موفقیت تجاری.
با وجود این سابقه طولانی و به راحتی در دسترس، Aptera همچنان به پوشش خبری بسیار مطلوبی برای شرکتی که پس از 20 سال ادعای در آستانه تولید خودرو، هنوز هیچ خودروی تولیدی نفروخته است، ادامه داده است. در طول سال گذشته، نویسندگان و سردبیران سادهلوح در وال استریت ژورنال، واشنگتن پست، Electrek، مجله PV و بسیاری از رسانههای فناوری و خودروهای برقی، به طور مثبت از آن یاد کردهاند، در حالی که جریان ثابتی از اعلامیههای این شرکت منتشر شده است. از طریق رسانههای خبری مالی تقویت میشود. همه اینها هیاهو و طعمه برای سرمایهگذاران است، نه نتیجه. (و بله، برای طرفداران Aptera، این کار تحت سه مدل تجاری مختلف انجام شده است، که مدل اصلی از نظر تجاری شکست خورده، سرمایه فکری آن توسط یک شرکت چینی که آن هم شکست خورده، به قیمت چند پنی از سه بنیانگذار خریداری شده، و سپس آن سرمایه فکری توسط سه بنیانگذار که در سومین تکرار شکست هستند، به قیمت چند پنی از یک دلار خریداری شده است، با یک شوخی دعوای حقوقی در مورد سرمایه فکری هم به این ماجرا اضافه شده است.)
Gravitricity پایانبندی تمیزتری ارائه میدهد. ایده اولیه ذخیرهسازی گرانشی در شفت معدن آن حداقل یک معماری فیزیکی سرراست داشت: تودههای بزرگ را در شفتهای عمیق موجود معلق کنید و آنها را به صورت عمودی حرکت دهید. بعداً H₂FlexiStore را اضافه کرد، یک پیشنهاد ذخیرهسازی هیدروژن زیرزمینی که بر اساس برخی از همان تخصصهای زیرسطحی بنا شده است. اما ذخیرهسازی گرانشی و ذخیرهسازی هیدروژن تحت فشار هنوز به تجهیزات، اقتصاد، مشتریان و مسیرهای تجاریسازی متفاوتی نیاز داشتند و شرکت در اکتبر 2025 وارد مرحله تسویه داوطلبانه طلبکاران شد.
اشتباه است که بگوییم اضافه کردن هیدروژن باعث شکست شد. همین نگاه محدود کافی است: اضافه کردن هیدروژن در طول چرخه تبلیغاتش، حتی یک کسب و کار تجاری قابل تکرار قبل از اتمام سرمایه ایجاد نکرد. چیزی که به نظر تنوعبخشی میآمد، به معنای دنبال کردن دو برنامه توسعه دشوار با همان توجه مدیریتی و تأمین مالی محدود بود.
اصلاحکنندهی مد روز تغییر میکند در حالی که انگیزه باقی میماند. بلاکچین زمانی به تجارت برق، گواهیهای تجدیدپذیر و بازارهای همتا به همتا یک لایه فناوری جدید بخشید، اگرچه کنتورها، خدمات رفاهی، مقررات و محاسبات شبکه فیزیکی همچنان کارهای اساسی را انجام میدادند. هیدروژن بعدها به هواپیماها، شبکههای گاز، موتورها و مناطق صنعتی مسیری را به سوی آیندهای بسیار بزرگتر ارائه داد. راکتورهای مدولار کوچک به تولید هیدروژن متصل شدهاند و این امر باعث افزایش … دوباره زنجیرهای از تجاریسازی راکتور به برق ارزان و سپس به تولید هیدروژن تا هر بازار نهایی که قرار است آن را مصرف کند.
هوش مصنوعی اکنون همان عملکرد روایی را به طور غیرمعمولی خوب انجام میدهد. قرار دادن محاسبات در کنار تولید فراساحلی، به معنای واقعی کلمه به انتقال میپردازد، اما مشکل تاریخی انرژی موج هرگز فقط انتقال نبوده است. قرار دادن محاسبات در مدار، از اتصالات شبکه زمینی جلوگیری میکند و در عین حال هزینههای پرتاب، لوازم الکترونیکی واجد شرایط فضا، قرار گرفتن در معرض تابش، ارتباطات، تدارکات جایگزینی و دفع حرارتی از طریق رادیاتورها را افزایش میدهد. انرژی خورشیدی در مدار واقعی است و قیمتهای پرتاب میتواند کاهش یابد. به طرز چشمگیری بدون اینکه محاسبات عمومی برای مشتریان زمینی ارزانتر شود، پس از اینکه یک برنامه فضایی کامل بین پردازنده و کاربر قرار داده میشود.
بنابراین، تمایز کلیدی در دقت، بین سیستمهای ساده و پیچیده نیست. شبکههای برق پیچیده هستند. تولید، انتقال، باتریها، الکترونیک قدرت و کنترلهای تجدیدپذیر با هم کار میکنند زیرا اجزا وظایف مکمل قابل شناسایی را انجام میدهند. پمپهای حرارتی همراه با ذخیرهسازی حرارتی یا خودروهای الکتریکی همراه با شارژ مدیریتشده نیز یکپارچهسازی هستند، اما هر مورد اضافی، یک محدودیت قابل اندازهگیری را برطرف میکند.
لایهبندی هایپ (Hype layering) به طور متفاوتی عمل میکند. پیشنهاد اولیه دشوار باقی میماند، سپس یک پیشنهاد دوم نابالغ یا گرانقیمت به آن اضافه میشود. بازار تصور شده قبل از اینکه کل سیستم ارزانتر، سادهتر یا آسانتر شود، بزرگتر میشود. هر وابستگی جدید، شرط دیگری را ایجاد میکند که باید همزمان برآورده شود: هواپیماهای هیدروژنی به هواپیما، سوخت، فرودگاه و گواهینامه نیاز دارند؛ هوش مصنوعی فراساحلی برای اینکه بتواند به موفقیت برسد، هم به سیستم انرژی دریایی و هم به محاسبات با دسترسی بالا نیاز دارد. کار؛ سیستم خورشیدی یکپارچه با خودرو تنها زمانی به طور مؤثر عمل میکند که نور خورشید و میزان قرارگیری در معرض پارکینگ با هم هماهنگ باشند.
این تمایز اهمیت دارد زیرا ریسک استارتاپ با تنوعبخشی به سبد سهام یکسان نیست. سرمایهگذاران میتوانند با نگهداری چندین دارایی مستقل که نتایج آنها به طور ناقص با هم مرتبط هستند، ریسک را کاهش دهند. یک محصول مهندسیشده که برای موفقیت همزمان به چندین زیرسیستم نامشخص نیاز دارد، برعکس عمل میکند. احتمالات چند برابر میشوند، رابطها حالتهای شکست را اضافه میکنند و مشتریان تنها پس از عملکرد کل زنجیره، ارزش دریافت میکنند.
هیچکدام از اینها نیازی به بنیانگذاران بدبین یا فناوریهای متقلب ندارد، اگرچه مطمئناً اولی کمک میکند و دومی به هیچ وجه منتفی نیست. فشار انتخاب کافی است. بنیانگذاران طبیعتاً بر نسخههایی از یک شرکت تأکید میکنند که جلسات و سرمایه را جذب میکنند، سرمایهگذاران میخواهند در معرض موضوعات بزرگ و جاری قرار گیرند، دولتها پروژههای مرتبط با صنایع استراتژیک را ترجیح میدهند و روزنامهنگاران بیشتر به یک ترکیب غیرمعمول علاقه دارند تا پانزدهمین تکرار یک مشکل مهندسی قدیمی. این لایه اضافی همچنین میتواند با اضافه کردن یک وضعیت آینده دیگر که هنوز فرا نرسیده است، مقایسه ناراحتکننده با یک جایگزین معمولی را به تعویق بیندازد.
این الگو از بلاکچین، هیدروژن و اکنون هوش مصنوعی جان سالم به در برده است، زیرا انگیزه روایی آن پایدار است. پاسخ مناسب، رد هر ترکیب فناوری نیست. بلکه بازگشت مکرر به مخرج اصلی است: فناوری اضافه شده چه محدودیتی را حذف کرده است، چه مقدار از هزینه یا بار عملیاتی از بین رفته است، و آیا سیستم کامل اکنون رقابتیتر از جایگزین سادهتر است؟
وقتی این پاسخها قابل اندازهگیری باشند، ادغام میتواند واقعاً مولد باشد. وقتی این پاسخها ضعیف باشند، لایه جدید ممکن است در روایت تأمین مالی کار بسیار بیشتری نسبت به محصول انجام دهد.
تحلیل طولی کامل و چارچوب بررسی فناوری آب و هوا را در خلاصه استراتژی TFIE بخوانید.
سیاست نظرات CleanTechnica
منبع: CleanTechnica